close
ویزای ایران
تنهایی و افکار
شنبه 20 آذر 1395
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
مشاوره دانشجویان سایت
سوالات آزمون های آزمایشی
سوالات کارشناسی ارشد
نرم افزار های اندرویدی
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظر سنجی
بیشتر به دنبال کدام مطالب هستید?





آرشیو ماهانه
چت روم سایت
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تبلیغات متنی
تنهایی و افکار (انگیزشی کنکور)
  • تعداد بازدید : 121
  • ناصر خسرو قبادیانی بسوی باختر ایران روان بود . شبی میهمان شبانی شد در روستای کوچکی در نزدیکی سنندج ، نیمه های شب صدای فریاد و ناله شنید برخاست و از خانه بیرون آمد صدای فریاد و ناله های دلخراش و سوزناک از بالای کوه به گوش می رسید .

    مبهوت فریاد ها و ناله ها بود که شبان دست بر شانه اش گذاشت و گفت : این صداها از آن مردیست که همسر و فرزند خویش را از دست داده ، این مرد پس از چندی جستجو در غاری بر فراز کوه ماندگار شد هر از گاهی شبها ناله هایش را می شنویم .

    چون در بین ما نیست همین فریاد ها به ما می گوید که هنوز زنده است و از این روی خوشحال می شویم .

    که نفس می کشد .

    ناصر خسرو گفت می خواهم به پیش آن مرد روم .

    مرد گفت بگذار مشعلی بیاورم و او را از شیار کوه بالا برد .

    ناصر خسرو در آستانه غاری ژرف و در زیر نور مهتاب مردی را دید که بر تخته سنگی نشسته و با دو دست خویش صورتش را پنهان نموده بود .
    مرد به آن دو گفت از جان من چه می خواهید ؟ بگذارید با درد خود بسوزم و بسازم .
    ناصر خسرو گفت : من عاشقم این عشق مرا به سفری طول دراز فرا خوانده ، اگر عاشقی همراه من شو . چون در سفر گمشده خویش را باز یابی . دیدن آدمهای جدید و زندگی های گوناگون تو را دگرگون خواهد ساخت .

    در غیر اینصورت این غار و این کوهستان پیشاپیش قبرستان تو و خاطراتت خواهد بود . چون پگاه خورشید آسمان را روشن کند براه خواهم افتاد اگر خواستی به خانه شبان بیا تا با هم رویم .
    چون صبح شد آن مرد همراه ناصرخسرو عازم سفر بود . سالها بعد آن مرد همراه با همسری دیگر و دو کودک به دیار خویش باز گشت در حالی که لبخندی دلنشین بر لب داشت .
    حکیم ارد بزرگ می گوید : “سنگینی یادهای سیاه را با تنهایی دو چندان می کنی …به میان آدمیان رو و در شادمانی آنها سهیم شو ، لبخند آدمیان اندیشه های سیاه را کمرنگ و دلت را گرم خواهد نمود . ”
    شوریدگان همواره در سفر هستند و چون خواسته خویش یافتند همانجا کاشانه ایی بسازند ، و چون دلتنگ شوند به دیار آغازین خویش باز گردند…

    نتیجه ی اخلاقی::

    می دونم که خیلی هاتون به خاطر کنکور و درس مجبور شدید تنهایی رو بپذیرید و تو این مسیر رابطتون با خانوادتون خیلی بد شده و خودتون هم پرخاشگر شدید...من به همه ی شاگردام میگم...همونطور که درس خوندن واسه کنکور لازمه، روحیه هم لازمه و این روحیه به دست نمیاد مگر با همکاری خانواده...لطفا خاطراتی که از خودم نوشتم رو بخونید و اونوقت شاید باور کنید که خانواده چقدر تو روحیه اتون تاثیر دارند..پس همین الان بلند شو و برو پیش خانوادت و باهاشون بوگو و بخند...

    نویسنده : بیداری اندیشه تاریخ : 29 / 10 / 1393امتیاز :
    موضوعات : مشاوره کنکور , انگیزشی , کنکوری , آموزشی , آموزشی عاشقانه , داستان های کوتاه ,